![]() |
![]() |
|
| اگه یک شب دیگه زیر بارونا قدم زدی بدون!که تمام فکر من پیش تو بود!مثل تو توو زندگیم هیچ کس نبود... |
بگو دکترا برن این نفسای آخرهتو برام فقط بخند اینجوری خیلی بهتره دم آخری بزار سیر بشینم نگات کنم
غزل آخرمو فدای خنده هات کنم عزیزم گریه نکن خراب هر هق هقتم
کاش نفس یاری کنه بازم بگم عاشقتم
بگو هیچکسی نیاد میخوام باهات تنها باشم
دستات رو به من بده که دارم از هم می پاشم
دیگه بی تابی نکن آشفته حالم میکنی
از همه چیه من بگو بگو حلالم میکنی؟
با توام تا به ابد نمیشی از دلم جدا
گل مهربون من قرارمون پیش خدا
خنده هاتو هیچکسی نشونم نمیده
تا میام حرف بزنم گریه امونم نمیده
میدونم سخته ولی رفتن من حقیقتهواسه من گریه نکن این آخرین وصیته... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 13:43 توسط مسافر تنهایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
به او بگوييد دوستش دارم
به او که گل هميشه بهار من است به او که قشنگترين بهانه براي بودن من است به او که عشق جاودان من است... سلام... از همه ی دوستانی که لطف میکنن و به کلبه ی تنهایی مسافر تنهایی سر میزنن و حتی برای چند لحظه وقتشون رو به من میدن و مهمون خونه ی تنهایی من میشن و با حوضورشون من رو دل گرم میکنن ممنونم تا جایی که بتونم محبت های دوستانم رو بی پاسخ نمیذارم امیدوارم بتونم محبت های تک تک دوستانم رو جبران کنم و در آخر برای همه ی دوستان آرزوی موفقیت میکنم همیشه چشم به راه حوضور سبزتون تو ی کلبه ام هستم... |
| پیوندهای روزانه |
|
بازیچه ی سرنوشت "فقط دوستان بیان تو" رد پای باران باران زندگی منم يار قديمي فقط برای قلبم دختر بارانی زمزمه ها در سکوت شب یه حرف تازه زندگی و حسرت آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|